بحث ما در باره ی فرزندان بزرگسالی است که کماکان در خانه پدری مانده و بنابر دلایلی نتوانسته اند ازدواج کرده و مستقل شوند. در شماره گذشته این موضوع را اختصاص دادیم به دختران بزرگسال و توصیه هایی را به والدین نمودیم. در انتها قول دادیم تا در شماره بعدی هنر زندگی توصیه هایی هم برای برادران و خواهران این دست از دختران بزرگسال که در خانه پدری مانده اند، داشته باشیم.
تعریف مسأله از دو دیدگاه:
تعلق خاطر و علاقه به حضور در خانه ی پدری، در تمامی فرزندان بزرگسال و بخصوص آنها که ازدواج کرده، مستقل شده و از خانه پدری رفته اند امری بسیار طبیعی و فراگیر است. بخصوص در آخر هفته ها، پس از یک هفته کار و تلاش و دوری از پدر و مادر، سر زدن به آنها، رفتن به آن خانه و تجدید دیدار، بسی دلچسب و دوست داشتنی و در عین حال کاری اخلاقی و وظیفه ای انسانی تلقی می شود.
از سوی دیگر دختر بزرگسال ازدواج نکرده و مستقل نشده و در خانه پدری مانده، همواره باید شاهد حضور خواهر ها و برادرهای خود بصورت مستمر و یا گاه و بیگاه باشد که به اتفاق خانواده هایشان چون سیل هر هفته سرازیر می شوند به خانه پدری شان و معمولاً آسایش و امان را از او سلب می کنند!
این چالشی است که دقیقاً از تلاقی دو نگاه متفاوت پدید می آید: خواهر و برادرها، خانه پدری را یک «محیط تفریحی و تجدید دیدار» میبینند، در حالی که برای فرزند ساکن در خانه، این جا «محل زندگی، کار و استراحت روزمره» است.

اکنون برای حل این تعارض و حفظ احترام متقابل، راهکارهای زیر پیشنهاد میشود:
تعیین و تثبیت حریم خصوصی اتاق
اتاق شخصی فرزند بزرگسال در خانه مانده، باید مرز قرمز منزل باشد. خواهر و برادرها و بهویژه فرزندانشان باید آموزش ببینند که ورود به این اتاق نیازمند اجازه است و این فضا محل بازی، جمع شدن یا رفتوآمد بقیه اعضا نیست.

نهادینه کردن فرهنگ هماهنگی قبلی
رفت و آمدهای سرزده و بیبرنامه، بیشترین آسیب را به آرامش ذهنی فرد وارد میکنند. بهتر است این فرهنگ جا بیفتد که حتی برای سر زدن کوتاه، از قبل اطلاع داده شود تا او بتواند برای استراحت، برنامههای شخصی یا حتی بیرون رفتن خود برنامهریزی کند.
حذف انتظارات ناخواسته برای پذیرایی و نگهداری
نباید از او انتظار داشته باشند با ورود مهمانان، نقش میزبان دائم، مسئول پذیرایی یا مراقب کودکان را ایفا کند. حضور او در جمع خانواده باید کاملاً اختیاری باشد و در صورت تمایل به استراحت در اتاق، نباید با برچسبهایی مانند «بیمعرفتی» یا «انزواطلبی» مواجه شود.
ورود هوشمندانه والدین به عنوان میانجی
مدیریت این موضوع نباید مستقیم بر دوش خود دختر بیفتد تا باعث تنش یا سوءتفاهم میان خواهر و برادرها شود! والدین میتوانند به آرامی بگویند: «خواهرتان برنامهریزی یا خستگی خودش را دارد و بهتر است زمان آمدن را هماهنگ کنیم تا آرامش همه حفظ شود.»
گفتوگوی شفاف و صمیمانه خود فرد
او میتواند در فضایی دوستانه و بدون گارد تدافعی به خواهر و برادرهایش بگوید: «من از دیدن شما خیلی خوشحال میشوم، اما برای کارهای شخصی و استراحتم به یک روال مشخص نیاز دارم و ممنون میشوم اگر قبل از آمدن با هم هماهنگ شویم.»

متأسفانه آنچه که بیش از هر موضوع دیگری باعث پدید آمدن دل رنجش ها و سوءتفاهم ها می شود، همین تعارف های بیجا و نگهداشتن حرف ها و ناراحتی ها در دل می باشد!
اگر همه ما یاد بگیریم به موقع و با رعایت ادب و اخلاق حرف و یا ناراحتی خود را با اطرافیان مطرح نماییم، یقیناً زمینه ی بوجود آمدن خیلی از کدورت ها برطرف خواهد شد. بنابر این توصیه جدی ما این است که شفاف بودن و شفاف سازی را تمرین کرده و یادبگیریم. این مهارت در تمامی مراحل و صحنه های زندگی بکار می آید و جزو شاخصه های مهم توسعه ی فردی است.
در هفته های آتی در مورد مباحث مربوط به توسعه فردی و اینکه یک انسان توسعه یافته دارای چه ویژگی های رفتاری است و چگونه می تواند آنها را کسب نماید، بحث جدیدی را آغاز می نماییم.
موفق باشید.
تهیه و تنظیم: فاطمه موسوی، روان شناس و زوج درمانگر
شاهین نوش آبادی، مدرس و مشاور امور خانواده





